Thursday, August 23, 2007

تابستان سال 1367


به یاد تمامی آنان که تفکرشان با گلوله پاسخ داده شد
بنا به نامه رسمی آیت الله خمینی تعداد بی شماری از جوانان در بند در سال 67 به گورهای دست جمعی سپرده شدند
در میان آن عزیزان بودند نوجوانان و جوانان که مدت کوتاهی از محکومیتشان باقی بود ولی فقط با طرح 3 سئوال به دستور خمینی ، خدای زمینی قضاوت کرد و انقلاب اولین سری از فرزندان بی گناه خود را بلعید
آنان که هوادار بودند و کوپن به سازمان داده بودند و در سنین نوجوانی روزنامه می فروختند همزمان با آنانی که اعلام جنگ مسلحانه کردند مدعی خدایی در روی زمین فرقی قائل نشده و همه را به تیغ جلاد سپرد.
اینان همان جوانانی بودند که برای سرنگونی نظام پهلوی فریب وعده های خمینی را خوردند و با او متحد شدند که اگر آنان نبودند انقلابی صورت نمی گرفت . ولی هم آنان به ناگهان در نظام جمهوری اسلامی محارب و مفسد فی الارض شناخته و به جوخه های اعدام جمعی سپرده شدند.
اکثر این نوجوانان و جوانان دختر و پسر در گورهای جمعی دفن شدند و نمونه مشخص آن جاده خاوران است که با ریزش اشک از آسمان جنازه ها به روی خاک آمد . آری آنروزها ملت ایران گریستند و آسمان که تحمل این فاجعه را نداشت هم پای ملت گریست .
و اما امروز ، تکرار سال 1367 می باشد؟؟؟؟؟

Saturday, August 11, 2007

مدعیان خدایی در زمین خاکی


بارها و بارها قرآن خواندم . از سنین کم تا به امروز ، در تمامی آیات آن خداوند بشارت رحمان و رحیم و... بودن خود را به بشر می دهد و از او در بدترین شرایط بخشش نسبت به همنوعان را خواهان است
چرا که او می فرماید : من خالق شما، گناهان و اشتباهات شما را می بخشم ، پس شما نیز ببخشائید

حتی در جایی صحبت از قصاص در برابر قتل نفس به میان می آورد و نحوه برخورد قانونی آن را بیان می دارد ولی در پیامد آن خداوند می فرماید ولی اگر ببخشی برای تو بهتر است
در خصوص سنگسار در هیچ آیه و سوره ای در قرآن اثری از آن نیست و این قانون مربوط به یهودیان و در دین مسیح نیز به شکلی طرح شده است ولی در کتاب مقدس قرآن سخنی در این باب نوشته نشده است .
حالا ، امروز بخاطر تفکر، تفریح ، عشق ورزیدن و همه چیز خدایان جمهوری اسلامی حکم به اعدام و سنگسار و .... صادر می کنند.
در قران خدا به پیامبرش محمد می فرماید : تو قاضی نیستی که نسبت به کسی در دنیا قضاوت کنی ، قاضی خداست
اکنون خدای ما کجاست که ببیند بتها اگر شکسته شدند ، امروز بتهایی غیر قابل شکست پدید آمده و مدعیان خدایی همانند فرعون برروی زمین هستند.

حیات دیکتاتور با حذف اخلاق در سیاست


با تواضع نسبت به عزیزان در بند که روزها و جوانی را سپری می کنند
بااحترام به آنانی که در کشاکش زندگی سیاسی و پرمخاطره خود هرگز عشق به مردم که سرلوحه هر آزادیخواهی است را از یاد نبرده اند.
و اما روزهای بیشماری است که حس می کنم باید بنویسم ، حتی اگر مختصری باشد
روی سخنم با بعضی از عزیزانی است که شعار مبارزه می دهند و عشق را در قلب خود نسبت به مردم از یاد برده اند ولی همه مدعیان راه آزادی باید بدانند اگر در قلب خود عشق به جامعه ندهند ، عشق دریافت نخواهند کرد.
همانند حکام جمهوری اسلامی که با فریب و عشق به توده ها تکیه برمسند قدرت زدند ، اما چند صباحی طول نکشید که تیغ بر همین توده ها و مردم کشیدند . دهه 60 و از بین بردن نسلها از یاد هیچکس نخواهد رفت .
دیکتاتوری رفت و دیکتاتوری بدتر پا به عرصه میدان گذاشت . می دانید چرا؟ چون اخلاق در افراد حکومتی نبوده و نیست ، و چون ضحاک بر جان ضعفا افتادند و قانونها نوشتند و به نام دین چوبه های دار برپاکردند.
پس در خلوت خود بیائیم تمرین عشق به مردم را در دل بپرورانیم در غیر اینصورت باید منتظر دیکتاتورانی بدتر از امروز باشیم

هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نمی شود ، مگر از درون نابود شده باشد.