Thursday, July 26, 2007

مصاحبه تلویزیونی ریاست جمهوری از شبکه دو سیما


شب گذشته ساعت 45/21 از شبکه دو سیما مصاحبه تلویزیونی آقای دکتر احمدی نژاد بطور زنده اما با برنامه ریزی کامل پخش شد.
سیمای جمهوری اسلامی این روزها بسیار پرمشغله شده است . از طرفی اعتراف بظاهر جاسوسان امریکایی ، برنامه کوله پشتی و مناظره ساختگی آقای حسنی با سردار رادان، و در شبهای بعد با آقای مرتضوی که بسیار در نزد اهل قلم معروف می باشند. و اینک نوبت به ریاست جمهوری است .
دکتر احمدی نژاد را دیدم با خود گفتم آیا این همان مرد 2 سال پیش است ، که سادگی ظاهریش خیلی از عوام را پای صندوق رای کشاند و وعده ها داد . اما دیشب عوض شدن ظاهر ایشان ، حکایتها از باطن ایشان داشت.
شخصاً به مقام ریاست جمهوری در خصوص انتخاب مشاورینشان تبریک میگم ولی باز هم این مشاورین کارکشته نیستند . چون مثل منی از لابلای سخنرانی ایشان انتقادهایی را بیان میکند.

1- با توجه به وعده های داده شده در 2 سال گذشته ، زمان تبلیغات کاندیداتوری ، امروز ایشان مدعی هستند که هیچ وعده ای به ملت ایران نداده اند ولی یا بخاطر نمی آورند یا سیاست ایجاب می کند که فراموش شده حساب کنند اما باید بدانند که فیلمهای آن موجود است و ایشان باید پاسخگوی وعده های خود باشند.
- در خصوص حجاب بانوان
- آوردن پول نفت سر سفره ملت ایران
- شکست تورم و شفای اقتصاد بیمار کشور
- آزادی بیان و هزاران وعده دیگر
ایشان در پاسخ به مسئله حاد تورم مسکن در جامعه کنونی کشورمان اصلا پاسخگو نبودند فقط با سفسطه موضوع را دور زدند و آخر هم مردم جوابی نگرفتند. ایشان اعلام کردند 000/900/2 هزار نفر کمک مسکن دریافت کرده اند و دیگران هم نامه بدهند تا جایی که دولت در توان داشته باشد کمک می کنیم.
سئوال من : آیا شما آقای رئیس جمهور برای کل کشور ایران انتخاب شده اید؟ یا بخش پاسخگویی به نامه ها و شکایات را در اداره امور کشور پذیرفتید؟
در قسمتی دیگر در پاسخ سئوال مجری مبنی بر علت سهمیه بندی بنزین و رابطه آن با تورم، دکتر احمدی نژاد مردم را با اعلام خبر خوش 200 لیتر اضافه یعنی 4 ماه شده 6 ماه و میتوانند به مسافرت بروند و سفر هم 120 لیتر بنزین بیشتر نمی خواهد و خوش باشند و خوشگذرانی کنند دعوت کردند.
در جایی دیگر در بحث انرژی هسته ای می گویند مردم همه شاد شدند و میهمانیها برپاکردندو...
سئوال من: از اینکه آقای دکتر توجه خاص به بخش مرفه جامعه دارند، دلالت بر تغییر مکان و شرایط ایشان پس از پست ریاست جمهوری نمی باشد؟
شاید هم دوست دارید مردم در سفر و میهمانی ها غرق باشند و دخالتی در امور اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه خود نداشته باشند و دست بعضی افراد بازتر باشد. ولی اگر چنین تفکری دارید باید بگویم کل جامعه را باید ببینید و نیازهایشان را برطرف کرده تا به اهداف خود برسید.
مجری برنامه در خصوص فروش مازاد بنزین تاکسی ها سئوال کرد:
پاسخ آقای دکتر : شایعاتی شنیده ایم ولی اصلا حقیقت ندارد
خودم : آیا ایشان مایل هستند با ذکر آدرس و قیمت پمپ بنزینها را اعلام کنم .
ریاست جمهوری از سال 1952 و ورود ماشینهای امریکایی به ایران و عادت دادن ملت ایران را به مصرف کنندگی سخن به میان آوردند.
خودم : اگر بی غرضانه به این سخن توجه کنم حق کاملا با ایشان است ولی سئوال من از آقای دکتر این است که آیا وقتی حرکتی در شرف وقوع است ، نباید اول به عواقب آن اندیشید ؟ یعنی ایشان و مشاورین باهوششان اول نباید آسایش مردم را با گسترش وسائط نقلیه عمومی فراهم آورده و سپس سهمیه بندی بنزین که البته توهینی آشکار به ملت ایران است را مطرح و عملی کنند؟
آیا ایشان می توانند پاسخگوی ارز ذخیره شده از سهمیه بندی بنزین باشند و اعلام کنند در کجا و به نفع چه کسانی این ارز هزینه می شود؟
مقام ریاست جمهوری از پشیمانی بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی ارسال نامه جهت عذر خواهی از ایشان ، یاد کردند، اگر صحت این موضوع هست ، ایشان می باید به ملت ایران اطلاع رسانی کامل کنند نه از بازگو کردن نام این کشورها و متن نامه ها خودداری کرده و ملت ایران را با علامت سئوال باقی گذارند؟
و هزاران آیا و سئوال دیگر
جناب آقای احمدی نژاد به ملت ایران پاسخگو باشید نه هر صدایی که در مقام انتقاد سازنده بر می آید را خفه کرده و به سلولهای انفرادی زندانهای مخوف راهنمایی کنید.
شما و دولت شما چنانچه مدعی شریعت و حضرت علی می باشید ، آیا علی اینچنین بود؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
!!

هشتم مرداد ماه 1385 و پرواز اکبر محمدی

در اولین روزهای مرداد ماه 1385 خبری تلخ تمامی آزادیخواهان را بهت زده کرد.
این خبر تلخ ، اعلام مرگ اکبر محمدی فرزند رشید و آزاداندیش دانشگاه بود. فرزندی که سالیان طولانی را در بند اسارت فقط بخاطر بیان حقایق سپری کرده و ناگهان اعلام شد:

اکبر محمدی در زندان به طرز مشکوکی فوت کرد.

خبر، تکان دهنده و غیرمنتظره بود. همه می خواستند علت اصلی را بدانند، دستگاه حکومتی اعلام کرد : اکبر محمدی به علت اعتصاب غذا ، ایست قلبی داشته است.
اما سئوالها بیش از این بود که آزادیخواهان به سادگی پذیرای اعلام خبر حکومتی شوند.
سئوال من این است ، اکبر محمدی ، بسیار جوان بود که گرفتار زندان و شکنجه شد، اکبر گنجی هم در زندان دست به اعتصاب غذا زد و از نظر سنی و طبعاً جسمی تفاوت داشتند ولی چطور اکبر را به تخت در زندان می بندند و علائم شکنجه روی جسمش در زمان به خاک سپاری به چشم می خورد و حال آنکه اکبر گنجی به بیمارستان میلاد منتقل شده و پس از دوره ای آزاد و سپس به خارج از کشور می رود؟؟؟؟؟؟؟
شاید سردمداران توانستند جسمش را به خاکی سرد و تاریک بسپارند ولی روح اکبر محمدی همچون پرنده ای سفید بر فراز آسمان ایران در پرواز خواهد بود و راهنمای تمام آزاد اندیشان امروز و فردای ایران است .
اکبر محمدی می دانست برای رسیدن به حق باید مبارزه کرد، او این وظیفه سنگین را با صعودش به بلندای آسمان به سرانجام رساند.
دلهایی گریستند اما اکبر به ما آموخت که باید برای دستیابی به آزادی و حق ، مبارزه کرد و از هیچ کس و هیچ چیز جز خداوند متعال بیم در دل راه نداد.
بدنبال رسیدن به حقوق حقه یک انسان آزاد ، به آسمان ایران بنگریم و می بینیم که اکبر شاهد و ناظر زنده تاریخ ایران است و به یاد داشته باشیم اکبر محمدی ستاره ای است که هرگز خاموش نخواهد شد.
روح تمامی آزادیخواهان از جمله عزت ابراهیم نژاد ، مظلوم کوی دانشگاه و اکبر محمدی و ... شاد باد.
پرچمی که آنان بر پهنای آسمان ایران برافراشتند را امانت دار باشیم .

Sunday, July 22, 2007

ساخت سناریوی فیلم اعتراف علیه دانشجویان

طی 2 شب گذشته فیلمی از شبکه سراسری چمهوری اسلامی مبنی بر اعتراف خانم هاله اسفندیاری، آقایان کیان تاج بخش و رامین جهانبگلو مبنی بر قبول جاسوسی این افراد در ایران از طرف دولت آمریکا پخش شد.
این فیلم به تنهایی دارای شبهات بیشماری است که اندیشمندان و آزاداندیشان واقف و غریبه با آن نیستند، اما پخش دو قسمتی این سریال طنز پس از دستگیری فرزندان ملت در 18 تیر 1386 و ستاره دار کردن عزیزان دانشجو ، همچنین ممنوع الورود کردن تعداد زیادی از این دانشجویان به خانه خود همزمان با پخش فیلم " به نام دموکراسی" در اذهان عمومی تبلور یک بحث را می آفریند و آن آلوده کردن جنبش دانشجویی از طریق حمایت دول بزرگ از جمله آمریکا می باشد
تصور کنید امروز در زندان بر فرزندان این ملت چه می گذرد؟ و از این پس دستگیریها تحت چه اتهامی صورت خواهد پذیرفت ؟
اتهام علیه امنیت ملی ، اتهامی غیرقانونی بود که نظام علیه آزاداندیشان سواستفاده کرده و جنبش زنان و کارگران و دانشجویان را تحت الشعا قرار داده بود ولی امروز با ساخت سناریوی بی اساس فیلمی به" نام دموکراسی" و پخش آن این اتهام را قانونمند نمود. و از این طریق اذهان عمومی و مجامع بین الملل را وادار به قبول این قانون کرده است.
اما من و تو ای هموطن خوب می دانیم ، این سناریوی شوم در زمان حیات آقای خمینی و اعتراف شکنجه آور یکی از مراجع بزرگ شیعه به نام آیت ا... العظمی شریعتمداری شروع ، و به کرات در مورد دیگران تکرار و تکرار شد.
پس سکوت را بشکنیم و نگذاریم آنچه قانونی نیست را قانونش بنامند و جان عزیزان دربند فقط در شکست این سکوت ، نجات می یابد.

Sunday, July 15, 2007

سالگرد هجدهم تیر ماه 1386



با دلی شکسته و غمی سنگین می نویسم ، بار دیگر فرزندان این ملت در 18 تیرماه با یورش وحشیانه دژخیم دستگیر و روانه زندانهای مخوف و تاریک شدند.
آیا حکومتیان تاکنون نفهیمده که زندان جوانان را، یعنی این برومندان و مبارزین حقوق بشر را بیشتر به تفکر می کشاند و آنان را نسبت به گذشته و افکارشان مصمم تر می کند؟
آیا دیکتاتور بعد از سالیان دراز و ایجاد استبداد مذهبی در کشور و کشتار جمعی و وحشیانه نظیر تابستان 67 هنوز هم نمی داند که تفکر را به صلیب نمی توان کشید؟
شجاعت دانشجویان پلی تکنیک ، مشت محکمی بود و هست بر دهان دیکتاتورین حکومتی و اینک آنان پروسه ای دیگر را تعریف نموده اند ، بدین معنا که در سالگرد 18 تیر به دفتر ادوار یورش برده همه را دستگیر و دفتر این حزب را پلمپ می کنند، همچنین صبح همانروز دگر فرزندان این ملت ، دانشجویان و فعالین دفتر تحکیم وحدت را ربوده و سرانجام به اوین منتقل می کنند.
مستبدین حکومت مذهبی در خوابی بس عمیق فرو رفته اند و نمی دانند که ایرانی به جوش می آید ، می خروشد و سیل می گردد و زمین را از آلودگیها به زودی پاک می گرداند.
آنان در تصور ذبح آزادی ، 18 تیر را بوچود آوردند.
اسانلو ، ریاست محترم سندیکای شرکت واحد را ربودند.
در شهرهای مختلف آذربایجان و کردستان و ... اقدام به حکومت نظامی اعلام نشده نمودند.
خانواده زندانیان را تهدید و شکنجه می کنند.
اما دل گرفته من برای حوادث تلخ به تنهایی نیست ، دل من از متحد نبودنها گرفته است ، زیرا فقط کافی است این ملت با کمی اندیشه ، برای روزی خود را به جای خانواده این عزیزان قرار داده و حس کنند که از سوی دیکتاتور بر آنان که ندای آزادی سر می دهند چه ها که روا نمی دارند، آری ، آزادی من و تو ، شاید پس از درنگی تفکر به خود آییم و دست اتحاد به هم دهیم .
روی سخنم با مردمی است که تحت شدیدترین اوضاع تورم اقتصادی قرار گرفته اند ، تمامی حقوقشان ضایع می گردد، بنزین به روی آنان بسته می شود ، گاز نیز شاید سهمیه بندی گردد، تعرفه برق نسبت به سال گذشته بر آن افزوده شده است ، مسکن آن قدر گران است که بسیاری از سرپرست خانواده ها شرمنده زن و بچه خود گشته اند، خرید جزئی ترین وسایل ضروری زندگی اعم از لبنی و غیره با گرانی روبرو شده است.
حداقل در خواست من فقط و فقط کمی اندیشیدن و خود را در مقام انسان دیدن است ،
باز هم سکوت ، تا به کی؟؟؟؟
مگر نه این که خداوند در قرآن می فرماید:
هر ملتی مستوجب همان حکومتی است که بر آنها مسلط است .
بیائیم حداقل به خود ثابت کنیم ، ما بیش از این لایقیم.

Friday, July 13, 2007

مصاحبه مطبوعاتی اعتماد ملی با نماینده زن مجلس خانم نیره اخوان

مصاحبه مطبوعاتی روزنامه اعتماد ملی با نماینده مجلس هفتم از اصولگرایان در خصوص زنان ( به اختصار)
اعتماد ملی : محور اصلی خانواده از دید اصولگرایان خانواده است ؟
نماینده : مصوبات ارزشمندی در حوزه اشتغال زنان مثل تعرفه خدمات پرستاری انجام گرفته است.
اعتماد ملی : پرستاران صرفا زن نیستند ، مرد هم هستند
نماینده : بله ولی لایحه افزایش مدت زمان مرخصی زایمان را به میان می کشد
(نظر خودم بعلت سواد کم از مرحله ای پرت می شود)
اعتماد ملی : بسیاری این طرح را درراستای خانه نشین کردن زنان می دانند:
نماینده : در بخش خصوصی ممکن است ولی در حوزه دولت تغییری در وضعیت استخدامی پیش نمیآید (خودم : در حوزه دولت سری بزنند و از نزدیک نظاره کنند چه خبر است ؟)
اعتماد ملی : مگر چند درصد از زنان دولتی هستند؟
نماینده : الان آماری ندارم ولی در دولت هیچکس حق جایگزینی ندارد
(خودم : حق ندارد زیرا همه با هم نسبت دارند)

اعتماد ملی : در خصوص نامه اصلاح طلبان به مجلس و تقاضای برابری دیه
نماینده : مردان گرداننده هستند پس دیه مردان باید بیشتر باشد
(خودم : یکی نیست بگه سرکارخانم اگر مردان گرداننده هستند شما در مجلس چه می کنید بروید منزل و در آشپزخانه به خانواده خود خدمت کنید)

اعتماد ملی : ساماندهی در مد و لباس خیالتان را در خصوص امنیت زنان تامین کرده است ؟
نماینده : نه اما برای کسانی که درصدد آبروریزی برای زنان هستند مجازات سنگین تعیین کردیم
(خودم : واقعا ماندم آدمی با این همه بی سوادی و بی سیاستی در کلام در مجلس بعنوان نماینده ملت چه می کند)؟

اعتماد ملی : سهمیه بندی جنسیتی دانشجویان در دانشگاهها؟
نماینده : در اسلام نان آور مردان هستند

اعتماد ملی : هم اکنون نیمی از جامعه را زنان اداره می کنند
نماینده : بازهم تکرار می کند زنان وظیفه ندارند این تکلیف بر مرد است

اعتماد ملی : آیا با توجه به شرایط زمان ضرورت قرائت های تازه از دین را نشان نمی دهد؟
نماینده : بله ، باید مصلحت ایجاب کند که قوانین تغییر کند ولی مصلحت را علما تشخیص می دهند.
( خودم : راستی خداوند بر ما منت گذاشته و شعور را برابر بین زن و مرد تقسیم کرده و سئوالم این است که آیا باید بنشینیم تا علمای یک قرن پیش برایمان تصمیم بگیرند!!!!!!!!!)

اعتمادملی : در خصوص کمپین امضا تغییر قوانین تبعیض آمیز
نماینده : همانها که قرار بود 1000 امضا جمع کنند و 50 تا هم جمع نکردند
(خودم : یک سیاستمدار مدعی باید مسلط به امور اجتماعی و سیاسی جامعه خود باشد )

اعتماد ملی : در خصوص مجازات سنگسار و تقاضای زنان در جهت جایگزینی این قوانین و اعلام برخی از مراجع از جمله آیت ا... صانعی
نماینده: برای تغییر این قانون باید فقط رهبر فتوا دهد یعنی بالاترین مرجع اصلی رهبر است .
(خودم : آیت ا... صانعی فتوا داد که این حکم فقط به دست معصوم و درزمان معصوم قابل اجراست و حال آنکه ما در دنیای خود معصومی نمی بینیم ).